حسام ایپکچی

این درج عنوان اصلی است

متعاقب طرح دو فرض نخستین، نتیجه‌ در قالبی شرطی و به‌صورتِ پرسش طرح می‌شود: «آیا روا نیست بیازماییم و بپرسیم که همین امرِ داده‌شده کفایت نمی‌کند تا جهانِ به‌اصطلاح مکانیکی (یا مادی) را نیز بر بنیادِ چیزی هم‌سنخ با آن بفهمیم؟» یعنی خود جهان محسوس را باید ب

ر مبنای حواس (که هم‌سنخ با آن است) فهمید. قصدِ نیچه اینجا یک آزمایشِ تبیینی است به این قرار که آیا می‌توان کلِ جهانِ فیزیکی را با همان مقوله‌ای فهمید که زندگیِ درونی را می‌فهمیم؟ توجه کنید که نیچه هنوز چیزی را اثبات نمی‌کند و فقط در مقام طرح سوال است و می‌پرسد آیا این آزمایش مجاز است. توجه داشته باشیم که واژه‌ی کلیدی erlaubt (به معنای روا) است، نه «درست» یا «اثبات‌شده»؛ یعنی آیا چنین اجازه‌ای داریم؟ نیچه به رغم

تیتر فرعی داشته باشیم

طغیان‌گری که نسبت به متفکران پیشین دارد در مواجهه واقعیت،‌ در مقام کرنش است. فرض می‌گیرد و حکم نمی‌کند، در عبارت «روا» به دنبال تناسب است و نه اثبات و تصدیق منطقی.
۳۶-7 متعاقب طرح دو فرض نخستین، نتیجه‌ در قالبی شرطی و به‌صورتِ پرسش طرح می‌شود: «آیا روا نیست بیازماییم و بپرسیم که همین امرِ داده‌شده کفایت نمی‌کند تا جهانِ به‌اصطلاح مکانیکی (یا مادی) را نیز بر بنیادِ چیزی هم‌سنخ با آن بفهمیم؟» یعنی خود جهان محسوس را باید بر مبنای حواس (که هم‌سنخ با آن است) فهمید. قصدِ نیچه اینجا یک آزمایشِ تبیینی است به این قرار که آیا می‌توان کلِ جهانِ فیزیکی را با همان مقوله‌ای فهمید که زندگیِ درونی را می‌فهمیم؟ توجه کنید که نیچه هنوز چیزی را اثبات نمی‌کند و فقط در مقام طرح سوال است و می‌پرسد آیا این آزمایش مجاز است. توجه داشته باشیم که واژه‌ی کلیدی erlaubt (به معنای روا) است، نه «درست» یا «اثبات‌شده»؛ یعنی آیا چنین اجازه‌ای داریم؟ نیچه به رغم طغیان‌گری که نسبت به متفکران پیشین دارد در مواجهه واقعیت،‌ در مقام کرنش است. فرض می‌گیرد و حکم نمی‌کند، در عبارت «روا» به دنبال تناسب است و نه اثبات و تصدیق منطقی. ۳۶-7 متعاقب طرح دو فرض نخستین، نتیجه‌ در قالبی شرطی و به‌صورتِ پرسش طرح می‌شود: «آیا روا نیست بیازماییم و بپرسیم که همین امرِ داده‌شده کفایت نمی‌کند تا جهانِ به‌اصطلاح مکانیکی (یا مادی) را نیز بر بنیادِ چیزی هم‌سنخ با آن بفهمیم؟» یعنی خود جهان محسوس را باید بر مبنای حواس (که هم‌سنخ با آن است) فهمید. قصدِ نیچه اینجا یک آزمایشِ تبیینی است به این قرار که آیا می‌توان کلِ جهانِ فیزیکی را با همان مقوله‌ای فهمید که زندگیِ درونی را می‌فهمیم؟ توجه کنید که نیچه هنوز چیزی را اثبات نمی‌کند و فقط در مقام طرح سوال است و می‌پرسد آیا این آزمایش مجاز است. توجه داشته باشیم که واژه‌ی کلیدی erlaubt (به معنای روا) است، نه «درست» یا «اثبات‌شده»؛ یعنی آیا چنین اجازه‌ای داریم؟ نیچه به رغم طغیان‌گری که نسبت به متفکران پیشین دارد در مواجهه واقعیت،‌ در مقام کرنش است. فرض می‌گیرد و حکم نمی‌کند، در عبارت «روا» به دنبال تناسب است و نه اثبات و تصدیق منطقی. ۳۶-7 متعاقب طرح دو فرض نخستین، نتیجه‌ در قالبی شرطی و به‌صورتِ پرسش طرح می‌شود: «آیا روا نیست بیازماییم و بپرسیم که همین امرِ داده‌شده کفایت نمی‌کند تا جهانِ به‌اصطلاح مکانیکی (یا مادی) را نیز بر بنیادِ چیزی هم‌سنخ با آن بفهمیم؟» یعنی خود جهان محسوس را باید بر مبنای حواس (که هم‌سنخ با آن است) فهمید. قصدِ نیچه اینجا یک آزمایشِ تبیینی است به این قرار که آیا می‌توان کلِ جهانِ فیزیکی را با همان مقوله‌ای فهمید که زندگیِ درونی را می‌فهمیم؟ توجه کنید که نیچه هنوز چیزی را اثبات نمی‌کند و فقط در مقام طرح سوال است و می‌پرسد آیا این آزمایش مجاز است. توجه داشته باشیم که واژه‌ی کلیدی erlaubt (به معنای روا) است، نه «درست» یا «اثبات‌شده»؛ یعنی آیا چنین اجازه‌ای داریم؟ نیچه به رغم طغیان‌گری که نسبت به متفکران پیشین دارد در مواجهه واقعیت،‌ در مقام کرنش است. فرض می‌گیرد و حکم نمی‌کند، در عبارت «روا» به دنبال تناسب است و نه اثبات و تصدیق منطقی. ۳۶-7 متعاقب طرح دو فرض نخستین، نتیجه‌ در قالبی شرطی و به‌صورتِ پرسش طرح می‌شود: «آیا روا نیست بیازماییم و بپرسیم که همین امرِ داده‌شده کفایت نمی‌کند تا جهانِ به‌اصطلاح مکانیکی (یا مادی) را نیز بر بنیادِ چیزی هم‌سنخ با آن بفهمیم؟» یعنی خود جهان محسوس را باید بر مبنای حواس (که هم‌سنخ با آن است) فهمید. قصدِ نیچه اینجا یک آزمایشِ تبیینی است به این قرار که آیا می‌توان کلِ جهانِ فیزیکی را با همان مقوله‌ای فهمید که زندگیِ درونی را می‌فهمیم؟ توجه کنید که نیچه هنوز چیزی را اثبات نمی‌کند و فقط در مقام طرح سوال است و می‌پرسد آیا این آزمایش مجاز است. توجه داشته باشیم که واژه‌ی کلیدی erlaubt (به معنای روا) است، نه «درست» یا «اثبات‌شده»؛ یعنی آیا چنین اجازه‌ای داریم؟ نیچه به رغم طغیان‌گری که نسبت به متفکران پیشین دارد در مواجهه واقعیت،‌ در مقام کرنش است. فرض می‌گیرد و حکم نمی‌کند، در عبارت «روا» به دنبال تناسب است و نه اثبات و تصدیق منطقی. ۳۶-7 متعاقب طرح دو فرض نخستین، نتیجه‌ در قالبی شرطی و به‌صورتِ پرسش طرح می‌شود: «آیا روا نیست بیازماییم و بپرسیم که همین امرِ داده‌شده کفایت نمی‌کند تا جهانِ به‌اصطلاح مکانیکی (یا مادی) را نیز بر بنیادِ چیزی هم‌سنخ با آن بفهمیم؟» یعنی خود جهان محسوس را باید بر مبنای حواس (که هم‌سنخ با آن است) فهمید. قصدِ نیچه اینجا یک آزمایشِ تبیینی است به این قرار که آیا می‌توان کلِ جهانِ فیزیکی را با همان مقوله‌ای فهمید که زندگیِ درونی را می‌فهمیم؟ توجه کنید که نیچه هنوز چیزی را اثبات نمی‌کند و فقط در مقام طرح سوال است و می‌پرسد آیا این آزمایش مجاز است. توجه داشته باشیم که واژه‌ی کلیدی erlaubt (به معنای روا) است، نه «درست» یا «اثبات‌شده»؛ یعنی آیا چنین اجازه‌ای داریم؟ نیچه به رغم طغیان‌گری که نسبت به متفکران پیشین دارد در مواجهه واقعیت،‌ در مقام کرنش است. فرض می‌گیرد و حکم نمی‌کند، در عبارت «روا» به دنبال تناسب است و نه اثبات و تصدیق منطقی. ۳۶-7 متعاقب طرح دو فرض نخستین، نتیجه‌ در قالبی شرطی و به‌صورتِ پرسش طرح می‌شود: «آیا روا نیست بیازماییم و بپرسیم که همین امرِ داده‌شده کفایت نمی‌کند تا جهانِ به‌اصطلاح مکانیکی (یا مادی) را نیز بر بنیادِ چیزی هم‌سنخ با آن بفهمیم؟» یعنی خود جهان محسوس را باید بر مبنای حواس (که هم‌سنخ با آن است) فهمید. قصدِ نیچه اینجا یک آزمایشِ تبیینی است به این قرار که آیا می‌توان کلِ جهانِ فیزیکی را با همان مقوله‌ای فهمید که زندگیِ درونی را می‌فهمیم؟ توجه کنید که نیچه هنوز چیزی را اثبات نمی‌کند و فقط در مقام طرح سوال است و می‌پرسد آیا این آزمایش مجاز است. توجه داشته باشیم که واژه‌ی کلیدی erlaubt (به معنای روا) است، نه «درست» یا «اثبات‌شده»؛ یعنی آیا چنین اجازه‌ای داریم؟ نیچه به رغم طغیان‌گری که نسبت به متفکران پیشین دارد در مواجهه واقعیت،‌ در مقام کرنش است. فرض می‌گیرد و حکم نمی‌کند، در عبارت «روا» به دنبال تناسب است و نه اثبات و تصدیق منطقی. ۳۶-7 متعاقب طرح دو فرض نخستین، نتیجه‌ در قالبی شرطی و به‌صورتِ پرسش طرح می‌شود: «آیا روا نیست بیازماییم و بپرسیم که همین امرِ داده‌شده کفایت نمی‌کند تا جهانِ به‌اصطلاح مکانیکی (یا مادی) را نیز بر بنیادِ چیزی هم‌سنخ با آن بفهمیم؟» یعنی خود جهان محسوس را باید بر مبنای حواس (که هم‌سنخ با آن است) فهمید. قصدِ نیچه اینجا یک آزمایشِ تبیینی است به این قرار که آیا می‌توان کلِ جهانِ فیزیکی را با همان مقوله‌ای فهمید که زندگیِ درونی را می‌فهمیم؟ توجه کنید که نیچه هنوز چیزی را اثبات نمی‌کند و فقط در مقام طرح سوال است و می‌پرسد آیا این آزمایش مجاز است. توجه داشته باشیم که واژه‌ی کلیدی erlaubt (به معنای روا) است، نه «درست» یا «اثبات‌شده»؛ یعنی آیا چنین اجازه‌ای داریم؟ نیچه به رغم طغیان‌گری که نسبت به متفکران پیشین دارد در مواجهه واقعیت،‌ در مقام کرنش است. فرض می‌گیرد و حکم نمی‌کند، در عبارت «روا» به دنبال تناسب است و نه اثبات و تصدیق منطقی. ۳۶-7 متعاقب طرح دو فرض نخستین، نتیجه‌ در قالبی شرطی و به‌صورتِ پرسش طرح می‌شود: «آیا روا نیست بیازماییم و بپرسیم که همین امرِ داده‌شده کفایت نمی‌کند تا جهانِ به‌اصطلاح مکانیکی (یا مادی) را نیز بر بنیادِ چیزی هم‌سنخ با آن بفهمیم؟» یعنی خود جهان محسوس را باید بر مبنای حواس (که هم‌سنخ با آن است) فهمید. قصدِ نیچه اینجا یک آزمایشِ تبیینی است به این قرار که آیا می‌توان کلِ جهانِ فیزیکی را با همان مقوله‌ای فهمید که زندگیِ درونی را می‌فهمیم؟ توجه کنید که نیچه هنوز چیزی را اثبات نمی‌کند و فقط در مقام طرح سوال است و می‌پرسد آیا این آزمایش مجاز است. توجه داشته باشیم که واژه‌ی کلیدی erlaubt (به معنای روا) است، نه «درست» یا «اثبات‌شده»؛ یعنی آیا چنین اجازه‌ای داریم؟ نیچه به رغم طغیان‌گری که نسبت به متفکران پیشین دارد در مواجهه واقعیت،‌ در مقام کرنش است. فرض می‌گیرد و حکم نمی‌کند، در عبارت «روا» به دنبال تناسب است و نه اثبات و تصدیق منطقی.

هنوز دیدگاهی نیست؛ نخستین باشید.