حسام ایپکچی
یادداشتهایی دربارهی انسانبودن، معنا و زندگی
حافظهی ما، پیالهی کوچکی است در برابرِ عمرِ بلندی که زیستهایم
داشتن، بودن نیست
خانه، ماشین، مدرک، جایگاهِ اجتماعی — همهی اینها را میتوان از ما جدا کرد؛ بیرون از دستِ ما هستند. اما دانستن و بودن، به هویتِ ما گره خوردهاند. …
پیالهی حافظه
حافظهی ما، پیالهی کوچکی است در برابرِ عمرِ بلندی که زیستهایم. بیشترِ آنچه بودهایم را از یاد میبریم. شاید برای همین مینویسم: تا اندکی از آن …
چرا مینویسم
نوشتن برای من راهی است برای فکر کردن. فکر، در واژه شکل میگیرد وقتی مینویسم، افکارِ پراکندهام شکل میگیرند و میفهمم واقعاً به چه چیزی باور دارم. …
در ستایشِ سکوت
گاهی مهمترین حرف، همان است که نمیزنیم. سکوت، زبان است سکوت خالیبودن نیست؛ نوعی حضور است. جایی که گوش، جای زبان را میگیرد. درنگ پیش از پاسخ میانِ …
رابطه، آینهی ماست
دیگری، آینهای است که بخشهایی از ما را نشان میدهد که خودمان نمیبینیم. آنچه در رابطه ما را میآزارد، اغلب اشارهای است به زخمی کهنه در خودمان. …
مرزها، مهربانیاند
مرز گذاشتن، دیوارکشیدن نیست؛ روشنکردنِ آن است که کجا تمام میشوم و دیگری کجا آغاز میشود. آدمی که مرز ندارد، سرانجام از رابطه خسته و دلزده میشود. …
خواندن، دوبارهزیستن است
هر کتاب، فرصتی است برای زیستنِ عمری که از آنِ ما نبوده. خواندن، همدلی را تمرین میکند: برای ساعتی از پنجرهی چشمِ دیگری به جهان نگاه میکنیم.